نام برنامه :صعود به قله میشینه مرگ به ارتفاع 4020 متر
تاریخ اجرا:18 /6/90
سرپرست برنامه :آقای حسن سرهنگیان
نفرات شرکت کننده :
خانم ها: ساناز سهیلی ، مهر آفرین سموتی
آقایان:فرهاد احمد پور،رامین کاظمی ، محسن موکار نسب ، مسعود میانجی ، مجید قیدی
نوع برنامه:کوهپیمایی
هزینه برنامه :20000 تومان + 1000 تومان هزینه استهلاک چادر
راه ها و امکانات دستیابی به منطقه :
مسیر دسترسی عمومی به قله میشینه مرگ روستای لزور است که برای رسیدن به آن ۱۰کیلومتر مانده به فیروز کوه ۳راهی وجود دارد که مسیر سمت چپ که به سمت شمال میرود را انتخاب میکنیم وپمپبنزینیبهاسمنمرود ( کههمنامبامحلاینقسمتازجاده ) اینمسیردرادامهبهسمتروستای”لاسم“( آخرین روستای جاده ) که مبدا صعود عمومی دوبرار است میرود بعد از حدود ۲۰ –۲۵کیلو متر که در جاده سمت چپ میرویم به ارجمند رسیده و وارد جاده فرعی به سمت روستای لزور میشویم وبعد از حدود ۱۲کیلو متر به روستای لزور میرسیم که مبدا صعود ما است .
لوازم مورد نیاز :
کفش مناسب کوهپیمایی ، کلاه ، عینک ،لباس گرم ، هد لمپ ، وسایل شب مانی ، وعده های غذایی مورد نیاز...)
کروکی:

گزارش برنامه (نام گزارش نویس)
گزارش نویس : ساناز سهیلی ، مهر آفرین سموتی
طبق قرار قبلی همه اعضای شرکت کننده در برنامه ساعت 13 در میدان قدس حاضر شدند و طبق برنامهمسیرمان را به سمت جاده فیروزکوه آغاز کردیم .مسیر دسترسی عمومی به قله میشینه مرگ روستای لزور است که برای رسیدن به آن ۱۰کیلومتر مانده به فیروز کوه ۳راهی وجود دارد که ما در ساعت 15:50 به آنجا رسیدیم. (چند تابلوی خوش آمد گویی به شهر و بخش ارجمند نشانه این سه راه است )
بعد از حدود ۲۰ –۲۵کیلو متر که در جاده سمت چپ میرویم به ارجمند رسیده و وارد جاده فرعی به سمت روستای لزور میشویم وبعد از حدود ۱۲کیلو متر در ساعت 16 به روستای لزور میرسیم که مبدا صعود ما است .
برای صعود به قله میشینه مرگ دو راه در پیش روی ماست یکی از سر یال که از سمت غرب تنگه و از روی یال به “چشمه سیاه رود” و مسیر صعود میرسد و راه دیگر که معمولا به دلیل زیبایی و پر آب بودن مسیر انتخاب میشود راه رود خانه و تنگه است که برای پیدا کردن آن کافیست مسیر آبی که باغات روستا را سیراب میکند دنبال کنیم . طبق برنامه از قبل تعیین شده توسط سرپرست مسیر دوم را انتخاب کردیم و درساعت 16:30 پس از بستن کوله ها شروع به حرکت کردیم و جاده خاکی ای که از روبروی مخابرات رد میشد را پیش گرفتیم مسیر جاده خاکی با ارتفاعگرفتن از میان مزارع زیبا محصولات مختلف همچون سیب زمینی، یونجه، گندم …میگذشت درادامه جاده مسیررابه کناررودخانه که به تنگهای درمیان دوکوه میرفت تغییردادیم و بعد از 45 دقیقه پیاده روی در جاده خاکی به ابتدای تنگه رسیدیم در طی مسیر عبوری از تنگه در بعضی جاها مجبور به عبور از رودخانه شدیم.
پس از طی مسافتی در تنگه به دشت رسیدیم و پس از توقفی به دلیل رو به تاریکی رفتن هوا ، برای صرف مواد خوراکی و مجهز شدن به هد لامپ و بادگیر مسیر را ادامه دادیم . در ساعت 20:15 با توجه به دید کم به دلبل تاریکی هوا و رسیدن به دشتی در کنار چشمه طبق تصمیم سرپرست و آقای احمد پور چادرها را در همان جا برپا کردیم و پس از تعویض لباس های نم دارمان و پوشیدن لباس های گرم بدلیل سردی هوا ، شام مختصری صرف شد و در ساعت 10:40 برای خواب به چادرها رفتیم . در تمام طول شب احساس میکردم یکی بیرون چادر قدم میزنه . آقای سرهنگیان با تمام حس مسئولیت پذیریشون به عنوان سرپرست تیم مراقب اوضاع اطراف و چادرها بودند و تا صبح چشم روی هم نگذاشتند. طبق تصمیمی که شب قبل گرفته شده بود ساعت 5:30 کم کم همه بیدار شدیم ، با توجه به سرمای هوا تقریباً هیچکس حاضر نبود از کیسه خواب بیرون بیاید ولی با هر مشقتی بود صبحانه مختصری خوردیم و کوله های حمل را آماده کردیم و در ساعت 6:30 همه تیم آماده صعود بودیم.
بعد ازگذر از دشت واردتنگهدیگری شدیم که پس از مسیری کوتاهبه دیواره بتنی ۶-۷متری ای رسیدیم که کنارش پله هایی برای بالا رفتن بود که پس از رسیدن به بالای پله ها هیجان در چهره بچه ها قابل دیدن بود.به سد بسیار زیبایی به اسم سد سیاه رودرسیدیم که واقعاً زیبایی وصف ناشدنی داشت.
حرکت خود را در جاده ای در سمت راست سد که برای احداث سد کشیده شده ادامه دادیم و برای سرعت دادن به پبمودن مسیر جاده در قسمتی از مسیر از یال های با شیب کم عبور کردیم . در مسیر از یک چوپان برای یافتن مسیر کمک گرفتیم که ظاهراً اطلاعات دقیقی در مورد قله های اطراف نداشت . پس از پیمودن مسیری از روی یالی با شیب متوسط پاکوب قله کاملاً پیدا شد و در ساعت 10 صبح تیم ما به قله رسید ولی قله دیگری در پشت آن قابل مشاهده بود که احتمال می رفت کوهنوردان دیگری را نیز دچار اشتباه کند بنابراین بچه های تیم غیر از من و آقای کاظمی که ترجیح دادیم استراحت کنیم برای کسب انرژی برگشت ، بدون کوله های حمل به قله اصلی که تفاوت ارتفاع چندانی در آن دیده نمیشد صعود کردند و در ساعت 11:30 با بازگشت بچه ها مسیر برگشت را از مسیر شن اسکی دنبال کردیم
در مسیر برگشت با سرقدمی آقای احمد پور و ذوق و علاقه ایشان نسبت به طبیعت کنار چشمه عبوری در مسیر ، توقفی داشتیم تا هم نیرویی تازه کنیم و هم در لحظات آخر مسیر از این نعمت الهی بی بهره نمانیم . طبق برنامه تعیین شده توسط سرپرست ساعت 14 کنار چادرها رسیدیم و در کنارمان بساط چوپانی را دیدیم که اتراق کرده بود و پس از خوشامد گویی ، از ما با چایی ذغالی پذیرایی کرد که واقعاً انرژی زیادی به بچه های تیم داد و بچه ها هم با دعوت چوپان به ناهار از خجالت چایی ها در آمدند . با جمع کردن چادرها و بستن کوله ها حرکت به طرف روستا را در ساعت 15:30 آغاز کردیم و با گذشتن از همان تنگه مسیر رفت در ساعت 18 به وسیله نقلیه رسیدیم و بعد از نیم ساعت وقت که صرف جابجایی کوله ها کردیم به طرف تهران حرکت کردیم و با توقفی در مسیر و با توجه به ترافیک جاده ، برنامه در ساعت 22 در میدان قدس به پایان رسید.
و کلام آخر...
تشکر و قدر دانی از سرپرست برنامه آقای حسن سرهنگیان به خاطر زحماتشان در برگزاری هر چه بهتر برنامه و همچنین آقای فرهاد احمدپور